|
چه سکوتی دنیا را فرا می گرفت اگر هر کس به اندازه ی عملکردش صحبت می کرد!!!
|
(فریدون مشیری)
آرزویت چیست؟
گفت به هم پیو ستن و جویبار شدن
از جویبار پرسیدند
آرزویت چیست؟
گفت :به هم پیوستن و رود شدن
رود را پرسیدند
آرزویت چیست؟
گفت به هم پیوستن و دریا شدن
دریا را پرسیدند
آرزویت چیست ؟
گفت هیچ...!!!
ولی کاش قطره شبنمی بودم در کنار گلی بی خبر از همه جا...!!!
یاد قلبت باشد،یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی ،که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها ،به تو می اندیشد
و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است ...
مهربانم ،ای خوب!
یاد قلبت باشد، یک نفر هست که چشمش،
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش این است،
زیر این سقف بلند ، هر کجایی هستی ،به سلامت باشی
ودلت همواره ،محو شادی و تبسم باشد...
مهربانم،ای خوب!یاد قلبت باشد،
یک نفر هست که دنیایش را ،
همه هستی و رویایش را ، به شکوفایی احساس تو،
پیوند زده
ودلش می خواهد،لحظه ها را با تو ،به خدا بسپارد...
مهربانم ،ای خوب!
یک نفر هست که با تو
تک وتنها،باتو
پر اندیشه و شعر است و شعور !
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانم !این بار ،یاد قلبت باشد،
یک نفر هست که با تو ،به خداوند جهان نزدیک است
وبه یادت ،هر صبح ،گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش ،راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی...